داستان های واقعی داستان های خیالی دل نوشته داستان های ترسناک ... برای ادامه داستان های بیشتر به سایت ما مراجعه کنید
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
طبق معمول همیشه روزها میومدن و میرفتن
چه فرقی میکرد امروز تابسون باشه یا زمستون
چه فرقی داشت مهر که میشه مدرسه ها باز میشه...
وقتی گذشت زمان و خودم رو دیدم که یهو عزیزی گفت باز هم پاییز رسید. فصل قدم زدن های دو نفره.
این جمله مثل پتک توی سرم خورد.
هنوزم بهش فکر میکنم اشکم درمیاد.
دوباره پاییز شد. دوباره نه. سی و چند ساله در زندگی من پاییز میشه و من هر بار تنها توی سکوت خودم پاییزو قدم میزنم.
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
کلا هر کی کارم داشت دوست داشتم اول یه کتک جانانه بزنمش! چقدرم من تا حالا تو عمرم کتک زدم!!!
به هر حال هر چی میگفتم عجیجم ستاره جونم لبخند بزن....باز می رفتم تو حس عنقی!
به خودم می گفتم آخه چته....چرا اینجوری شدی میگفتم نمیدونم!
تا اینکه عصری اومدم خونه و دیدم بععععله!
بیخود نیست کلی جک واسش میگن!
واقعا!
بیچاره همکارام!
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
_ جونم
_ من چمه؟
_باز فراموش کردی من همیشه همه جا کنارتم
_ خدا ممنونم که هستی
_فک کردی تنهات میذارم؟
_ منو به آرزوهام می رسونی؟
فقط تو بخواه، فقط اراده کن که لایق بهترین ها هستی، دنیا رو به پات میریزم
_ آدم تو رو داشته باشه همممه چیز داره. خدا تو عاشقی یا معشوق؟
_ من عاشقتم
_ من دوستت دارم رفیق زندگیم
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
یکی با پورشه ... یکی با موتور....
همه اومدن به تماشای نگین شهر.
شادی به شهرمون برگشته.
زاینده رود متعلق به همه ست....
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
خدایا شکرت که بهم نشون میدی همه چیز دست خودمونه. که قوانینت چجوریه.
خدایا منو در مسیر درست هدایت کن.
خدای من تو بی نظیری.... خدای من، عاشششق بنده هاتم.
که اونقدر مهربونن که اونقدر هوامو دارن که هممه جوره کمکم میکنن و بهم فضا میدن. خدا تو بی نظیری....
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
اسمشم بذارم روز تنبلی.
نه اینکه کل روزو. ولی حداقل سه ساعت!
وقتیم غرق رویاهام میشم میبینم خوابم برده و بدنم گررم شده و درد تنم کم شده. به به چه حس خوبی :)
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی